الملا فتح الله الكاشاني

31

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

است يكى آنكه والدات را سزاوار آنست كه اولاد خود را شير دهند زيرا كه جملهء الوالدات يرضعن خبر است در معنى امر و تقدير اينكه ليرضعن زيرا كه جايز نيست كه بر حقيقت خبريت خود باشد و اگر نه كذب لازم آيد چنان كه گذشت و امر براى وجوب نيست به جهت اصالت برائة بلكه براى مطلق رجحانست كه شامل وجوب و ندبست و گاه هست واجب مىشود چون صبى ارتضاع نكند مگر از ثدى والدهء خود و يا دايه يافت نشود و يا والد عاجز باشد از استيجار چنان كه گذشت يا ارضاع لبن كه اولين لبن است كه بعد از ولادت ميايد چه بر مادر واجبست ارضاع آن بولد زيرا كه ولد بدون آن غالب آنست كه نمىزيد و گاه هست كه مندوبست چون يكى از اسباب موجبه نباشد چه افضل لبن لبن مادر است و لهذا مستحبّ است مادر را كه مرضعهء فرزند خود باشد دوم آنكه مدت رضاع دو سال است و تقييد آن بكمال جهت تأكيد است زيرا كه اطلاق حول بر بعضى از آن جايز است و گويند كه ذكر كاملين جهت آنست كه حول بر دو قسم است تام و ناقص تام شمسى است و ناقص قمرى به جهت نقصان بعضى از ماه‌هاى آن و اين وجه اوليست زيرا كه تاسيس معدول عنه نميشود بتأكيد الا با تعذر آن و اينجا متعذر نيست و از وجهى كه بر من ظاهر شده آنست كه حول در شرع گاه هست كه مستعمل است در يازده ماه و روزى از ماه دوازدهم هم چنان كه در زكات و گاه هست كه استعمال آن در دوازده ماه تمام است هم چنان كه در دين مؤجل بحول پس حقتعالى ازالهء احتمال اول فرموده بقوله * ( حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ ) * سوم لام در قوله * ( لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ ) * متعلق است به يرضعن كما تقول ( ارضعت فلانة لفلان ولده ) چه ارضاع زوجات از براى ازواج است زيرا كه نفقه ولد بر والد است و لهذا واجبست بر او كه اتخاذ دايه كند كه ولد او را ارضاع نمايد گاهى كه مادر از ارضاع ولد خود امتناع كند و در اين دليل است بر آنكه اقصاى مدت رضاع دو سال است و بر عدم استحقاق مرضعه اجرت زياده بر حولين بعد از استيجار او از براى رضاع شرعى و بر آنكه جايز است نقص رضاع از دو سال و علما را اختلافست در آنكه تجديد حولين نسبت بهر مولوديست يا نه ابن عباس فرموده كه اين تحديد نسبت بهر مولود نيست بلكه نسبت بمولوديست كه ششماهه متولد شده باشد و اگر هفت ما مه تولد نمايد مدت رضاع او بيست و سه ماه است و اگر نه ماهه متولد گردد بيست و يك ماه و مرويست كه رضاع كمتر از بيست و يك ماه جور است بر صبى و ثورى با جمعى برانند كه حولين لازم هر مولوديست و تفصيل ابن عباس حسن است زيرا كه آن جامع آيات وارده است در اينباب و هى قوله وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً و قوله وَفِصالُه فِي عامَيْنِ و جامع مدد وقوع چه مدت حمل شش ماه است و هفت ماه و نه ماه و آخرين غالب است در وقوع و ولد در اينمدت ميتواند زيست اما كمتر از اين نميزيد چهارم آنكه واجبست بر والد اجرت رضاع